اگر تنهای تنها شوم باز هم خدا هست.دکتر علی شریعتی
خودمان را می گویم ما ایرانی ها ..ما که نمازمان را می خوانیم روزه می گیریم و عبادت های واجب شده را دست و پاشکسته انجام می دهیم و اگر خیلی با اخلاص باشیم مستحبات را هم سعی می کنیم انجام می دهیم.اما آنچه برای من جای سوال داره اینه که ما در عین انجام این کارها دروغ هم می گوییم به راحتی سر قرارهایمان با دوستان دیر حاضر می شویم و اگر از کسی رنجیده خاطر شویم و کینه ای از او به دل بگیریم در حضورش بهترین دوست جلوه می کنیم.در زمان دعای جمعی برای ظهور آقا امام زمان(عج) با صدای بلند ظهور ایشان را از خدا طلب می کنیم اما در ایام دیگر و در بهترین روزهای عمرمان به هیچ چیز و هیچ کس فکر نمی کنیم.. دلیل این کارها چیست؟؟ این دینی که در وجود ما رخنه کرده نمود و آثارش کجاست.در ۲ رکعت نمازی است که با هزار زحمت و ادای دین می خوانیم و یا در روزه هایی است که با هزار بار بهانه گرفتن و .. زمان را به افطار نزدیک می کنیم. باشد که تعریف نویی از دین مان و از کارهایی که در طول روز انجام می دهیم داشته باشیم و ارتباطی هرچند اندک میان این دو بیابیم.. یاد ۱۰ سال قبل به خیر! اون روزها من نوجوانی بیش نبودم و برنامه نیمرخ را اگه اشتباه نکنم امیرحسین مدرس اجرا می کرد.۷/۷/۱۳۷۷ کلا ما عادت کرده ایم که نقد دیگران را (گفتم نقد نه هر حرف و سخنی)سوءتعبیر کرده و دیگران را دشمن خود بدانیم..اما همیشه این طور نیست و هستند کسانی که با دلسوزی تمام ما را گه گاه از سراشیبی هایی که می رویم باز می دارند و یا گوشزد می کنند. در این جاست که مبارزه عقل و احساس سرآغاز می گیرد و زمانی معنی واقعی پیروزی را درک می کنیم که بر حس خودخواهانه غرور و تک روی فائق آمده و بر پایه عقل عمل کنیم. پی نوشت:آیه ۳۸ سوره شوری پ.ن.شت:نمایشگاه مطبوعات با دوست جون. حس خوبی دارم........ اگرچه که کمی ناراحتم و ناراحتی ام مربوط می شه به پست قبلی.... اما در کل وقتی به نمایشگاه فکر می کنم حس خوبی بهم دست میده. معصومه!! من منتظر جمعه ام...... مگه غیر از اینه که باید اول ۲ نفر به حرف های همدیگر گوش کنند و بعد از تمام شدن صحبت طرف مقابل حرف خود را با دلیل بگویند اما هنوز طرف حرفش را نزده می پرند تو حرف آدم ...انتظار هم دارند که حرفشان را بپذیریم... واقعا که ... موضوعات جدید تو دوران ما چیه؟؟یکی اش می تواند این باشد شکاف عمیق ارزشی بین ۲ نسل)شکاف که همیشه بوده اما الان تو قرن ۲۱ اوج گرفته .بقیه اش را هرکسی که این پست را بخوونه بگوید..
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
میگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
ادامه مطلب
؛
| Design By : Night Skin |


