اگر تنهای تنها شوم باز هم خدا هست.دکتر علی شریعتی
روزی روزگاری گنجشکی بود که از مال دنیا تنها یک لانه داشت. روزی طوفانی درنوردید و لانه ی گنجشک را ویرانه کرد. روزها گذشت و گنجشك تصمیم گرفت که با خدا هیچ نگوید . میکنم نه دوران مدرسه خوب بود که ما را اجبار به خوندن می کردن و نه الان که به حال خودمون رها می شیم و میذاریم برای شب امتحان! اون موقع هست که به خودمون قول می دیم برای ترم آینده که حتما در طول ترم درس بخونیم اما ترم که شروع میشه دوباره روز از نو و روزی از نو... امیدوارم همه دانشجویان کارشناسی و ارشد موفق باشند و بدون استرس....
خدا گفت " ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات
خدا گفت " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم
از تو دور كردم و تو ندانسته
اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های

| Design By : Night Skin |


