تبليغاتX
الهی به امید تو


الهی به امید تو

اگر تنهای تنها شوم باز هم خدا هست.دکتر علی شریعتی

روزی روزگاری گنجشکی بود که از مال دنیا تنها یک لانه داشت.

روزی طوفانی درنوردید و لانه ی گنجشک را ویرانه کرد.

روزها گذشت و گنجشك تصمیم گرفت که با خدا هیچ نگوید .

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این
 
گونه می گفت " . می اید ، من تنها گوشی هستم كه غصه
 
هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه
 
می دارد و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا
 
نشست .
 
فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا
 
لب به سخن گشود :
 
" با من بگو از انچه سنگینی سینه توست ." گنجشك گفت " لانه
 
كوچكی داشتم ، ارامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی كسی
 
ام . تو همان را هم از من گرفتی . این توفان بی موقع چه بود ؟
 
چه می خواستی از لانه محقرم كجای دنیا را گرفته بود ؟ و
 
سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین
 
انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
 

خدا گفت " ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات
 
را واژگون كند. انگاه تو از كمین مار پر گشودی . گنجشك خیره در خدایی
 
خدا مانده بود.

خدا گفت " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته
 
به دشمنی ام بر خاستی.

اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های
 
گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد.
 
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 23:49 توسط فاطیما| |

فصل فصل امتحاناته و منم که بچه  شب امتحانی...نمی دونم ولی فکر

میکنم نه دوران مدرسه خوب بود که ما را اجبار به خوندن می کردن و نه الان

که به حال خودمون رها می شیم و میذاریم برای شب امتحان! اون موقع

هست که به خودمون قول می دیم برای ترم آینده که حتما در طول ترم

درس بخونیم اما ترم که شروع میشه دوباره روز از نو و روزی از نو... امیدوارم

همه دانشجویان کارشناسی و ارشد موفق باشند و بدون استرس....

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 23:48 توسط فاطیما| |

نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 10:33 توسط فاطیما| |

 

 

نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 21:15 توسط فاطیما| |


Design By : Night Skin

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس