اگر تنهای تنها شوم باز هم خدا هست.دکتر علی شریعتی
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی "یا صاحب الزمان" دانشگاه هم عجب سخته!یک روز آرامش نداری. ارائه مقاله و ....خلاصه اون تصویری که از دوره کارشناسی در ذهن مان بود با دوره فوق کاملا متفاوته. گذشته از همه اینها این کلاس زبان هم شده قوز بالا قوز!تا چشم به میذاری باید بری سر کلاس و بقیه اش هم بستگی به خودت داره که چقدر تمرین داشته باشی.. همه اینها برای این مدتی بود که آپ نبودم وقت کم می آرم .چقدر بچگی ها جمله معروف "وقت طلاست "را می شنیدیم و بعد بی تفاوت از کنارش رد می شدیم. چقدر وقتمان را به بیهودگی و بطالت گذراندیم.خودم را می گویم. چقدر می توونستیم مطالعه داشته باشیم و نداشتیم.. چرا مثل بعضی نویسنده ها که وقتی از دوران نوجوانی شان حرف می زنند و می گویند که از بچگی مطالعه می کردند و تمام کتابهای کتابخانه پدربزرگ یا مثلا عمویشان را خوانده اند نبودیم.. این انگیزه درونی که آنها را به کتاب خواندن ترغیب می کرد چرا در ما نبود؟حالا که به این مرحله رسیده ام وقتی برای مطالعه آزاد ندارم.باید غبطه دوران نوجوانی را بخورم که ای کاش .... یاد حرف استادمون می افتم که :"میانگین مطالعه در کشورما ۸ دقیقه در روز است..." این بی علاقگی به کتاب از کجا ناشی می شود؟ " اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء " خدا جون! ما دلمون برف می خواد....
"السلام علیک یا ابا عبدالله"

یا نگران تحقیق ها یا ![]()
![]()
![]()
![]()

| Design By : Night Skin |


